خاطرات مهاجرت به ترکیه قسمت اول

خاطرات مهاجرت ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸


خاطرات مهاجرت به ترکیه قسمت اول

مهاجرت به ترکیه شاید بزرگترین تصمیم زندگی من بود.تصمیمی که باعث شد فصل جدیدی در زندگی من ایجاد شود.سال ۱۳۹۱ بود و من در کسب وکارم در ایران نسبتا موفق بودم و امکانات مناسبی داشتم ولی همیشه احساس شدید یک کمبود من رو دیوانه میکرد.احساسی که فکر میکردم از لذت هایی که باید برخوردار شوم برخوردار نیستم.شاید تصور کنید من به دنباله مسائلی بودم که شاید برای بسیاری از مهاجرین شکل میگیرد ……..

خاطرات مهاجرت به ترکیه

خاطرات مهاجرت به ترکیه

نه من تصمیمم از مهاجرت به ترکیه فقط دور شدن بود .دور انقدر دور که از خودم و اطرافیان خسته شده بودم. دنباله تحول بودم یه تغییر اساسی،تا اینکه اونروز رسید من تا حدودی با کسانی که حق و حساب داشتم انجام دادم. و یکباره سفر کردم .البته تحقیقاتی هم کرده بودم.که شرایط اقامت ترکیه،اجاره خونه و کلی مساِل مربوطه .

از تهران پرواز کردیم مستقیم به استانبول.شاید اگر قبلا از من میپرسیدن مهاجرت ترکیه آخرین نقطه ای بود، که من دلم میخواسته به اونجا مهاجرت کنم.تصمیم من مقطعی بود.چند ماهی ترکیه باشم و از اونجا سفر کنم به کانادا و یا آمریکا ولی اتفاقات یک جور دیگه شد.انقدر رضایت داشتیم از استانبول که موندگار شدیم بعضی وقتها بقول شاعر باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش میبردش هرجا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همونجاست.

اما به هر حال به ترکیه رسیدم به شهر استانبول و باید شروع میکردم.دوباره و اینبار از اوله اول

اوایل راستش ترسیده بودم ولی همیشه شروع هرکاری کمی سخته و بیشتر مسایل روحی و تنهایی ادم رو اذیت میکنه،انگار شهر با تمام بزرگیش یکباره تو دلت آوار میشه ولی به هرحال راه برگشتی نبود.یا اگرهم بود من نمیخواستم .یواش یواش طی سه الی چهار ماه زندگی رنگ و روی عادت رو به خودش گرفت.دوستانی پیدا کردم و دیگر زمان شروع کسب و کار بود.سعی خواهم کردخاطرات خود را از زمان ورود به استانبول تا به امروز برای شما شرح دهم از قبیل:

چطور خانه اجاره کردم

چطور اقامت گرفتم

چگونه شرکت افتتاح کردم

و در کل چگونه کسب و کار و زندگی خود را پایه ریزی کردم.شاید این مطالب من برای دوستان اگاهی بیشتری ایجاد کند.

 

ارسال نظر

انتخاب مکان برای جستجوی دقیق تر